ترس با نوميدى همراه است ، و آزرم با بى بهرگى همعنان ، و فرصت چون ابر گذران . پس فرصتهاى نيک را غنيمت بشماريد . [نهج البلاغه]
تا بي نهايت
   1   2   3   4      >

عيد نوروز چگونه شکل گرفت




انسان‏، از نخستين ادوار زندگي اجتماعي، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبيعي، يعني تکرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي ، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغيير آن آسانتر ديده مي شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان از زماني نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شده و همان طور که ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است آغاز سال ايراني از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بود، وقتي که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربيعي ، و طالع سرطان بود.


 پيدايش جشن نوروز 


جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري چون فردوسي، عنصري، بيروني، طبري و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.

در خور يادآوري است که جشن نوروز پيش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز با آن که جشن را به جمشيد منسوب مي کند يادآور مي شود که : «آن روز که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پيش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».


روايت هاي اسلامي درباره نوروز


آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامي سيمين که پر از حلوا بود براي پيغمبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد که اين چيست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسيد که نوروز چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان. فرمود: آري، در اين روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسيدند عسکره چيست؟ فرمود عسکره هزاران مردمي بودند که از ترس مرگ ترک ديار کرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از اين روست که پاشيدن آب در اين روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را ميان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزي بر ما نوروز بود.

و نيز حديثي است از معلي بن خنيس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آيا اين روز را مي شناسي؟ گفتم اين روزي است که ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يکديگر هديه مي دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که اين بزرگداشت نوروز به علت امري کهن است که برايت بازگو مي کنم تا آن را دريابي. پس گفت: اي معلي ، روز نوروز روزي است که خداوند از بندگان خود پيمان گرفت که او را بپرستند و او را شريک و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند. همان روزي است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزيدن گرفت و زمين در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزي است که کشتي نوح در کوه آرام گرفت. همان روزي است که پيامبر خدا، امير المومنين علي (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت هاي قريش را از کعبه به زير افکند. چنان که ابراهيم نيز اين کار را کرد. همان روزي است که خداوند به ياران خود فرمود تا با علي (ع) به عنوان امير المومنين بيعت کنند. همان روزي است که قائم آل محمد (ص) و اولياي امر در آن ظهور مي کنند و همان روزي است که قائم بر دجال پيروز مي شود و او را در کنار کوفه بر دار مي کشد و هيچ نوروزي نيست که ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم، زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ماست.


جشن نوروز




جشن نوروز دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را پس از جمشيد يک ماه مي نويسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز مي شود و در «سيزده بدر» پايان مي پذيرد. ازآداب و رسوم کهن پيش از نوروز بايد از پنجه، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.


پنجه (خمسه مسترقه)


بنابر سالنماي کهن ايران هر يک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقيمانده سال را پنجه، پنجک، يا خمسه مسترقه، گويند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرارداد، برگزار مي شد.


مير نوروزي


از جمله آيين هاي اين جشن 5 روزه، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي بي ريش ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « ميرنوروزي» دوران حکومتش را « بيش از 5 روز» نمي داند.

از برگزاري رسم مير نوروزي، تا لااقل 70 سال پيش آگاهي داريم. بي گمان کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمز رنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر وخيابان مي بينيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند بازمانده شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب «مير نوروزي» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند و آنان در شعرهاي خود مي گويند: «حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه».

منبع : مجله موفقيت



دريا دل ::: دوشنبه 5/1/1387::: ساعت 11:25 عصر











علت تجمل‏گرايي و اسراف بيت‏المال و فساد اداري در بين مسئولان دولتي چيست؟



تجمل‏گرايي مسئولان دولتي
ناديده گرفتن بيت‏المال، اسراف و تجمل‏گرايي، فساد اداري و برخوردهاي غيراسلامي با ارباب رجوع در ادارات, پارتي‏بازي, رشوه‏خواري و اشرافي‏گري متأسفانه يکي از مشکلات کشور و مانع تحقّق عدالت اجتماعي است و همواره يکي از دغدغه‏هاي مسئولان نظام ـ به خصوص مقام معظم رهبري ـ بوده و هست. ايشان بارها نارضايتي خود را از اين مسئله ابراز داشته, خواستار رسيدگي جدي براي حل اين معضل شده است: «در نظام اسلامي، رابطه اخلاق با مردم، رابطه مخصوصي است؛ مردم را در همه کارها صاحب امر دانستن، يک مراجعه کننده را مزاحم ندانستن. حقيقتاً مردم ولي نعمت ما و کارگزاران اين نظام هستند». حديث ولايت, ج 6, ص 48 ايشان در جاي ديگري به کارگزاران نظام اسلامي مي‏فرمايد: «شما چگونه مي‏خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب کنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتيم [و] در خرج کردن بيت المال هيچ حدي براي خودمان قائل نشديم ـ مگر حدي که دردسر قضايي درست بکند ـ و هرچه توانستيم خرج کرديم، مگر اعتماد مردم باقي مي‏ماند؟!»

علل فساد اداري
اما در مورد چرايي وجود اين پديدة شوم و دادن پاسخي مناسب و منطقي و واقع‏بينانه، بايد از منظر جامعه‏شناختي، اين مشکل را مورد بررسي و تحليل قرار داد. مهم‏ترين دلايل وجود آن عبارت است از:
1. بقاي فرهنگ فاسد و منحوس 2500 ساله پادشاهي در ايران؛ از قبيل رشوه‏خواري، پارتي، روابط را مقدم بر ضوابط دانستن، استبداد رأي، جاه‏پرستي و سلطه‏پذيري و... .
2. عدم تثبيت ارزش‏هاي اسلامي و قانون گرايي و پاي‏بندي به ضوابط؛ در حدي که مسئول يا مدير اداره، خودش را خدمت‏گزار بداند، نه سوار بر مردم. اين خود ناشي از عوامل مختلفي است؛ مانند فقدان برنامه‏اي جامع و همه جانبه براي تربيت و آموزش و توجيه آنان، کم کاري يا عملکرد غلط نهادهاي فرهنگي کشور، سردر‏گمي مسئولان امور فرهنگي و عدم ارائه برنامه منسجم فرهنگي، و فقدان اجماع نظر دولتمردان در کيفيت برخورد با اين مسئله.
3. عدم تصفيه کامل افراد در سطوح پايين، بعد از وقوع انقلاب و رعايت نکردن دستورات اسلامي ـ از قبيل لياقت و شايستگي، تعهّد و تقوا و تجربه و مهارت و تخصص ـ در گزينش‏ها؛ چنان که حضرت علي(ع) در نامه خود به مالک اشتر مي‏فرمايد: « ثم انظر في اُمور عُمّالک فاستعملهم اختيارا و لاتولهم محاباة و اثرة فإنهما جماع من شعب الجور و الخيانة و توخ منهم أهل التجربه و الحياء من أهل البيوتات الصالحة والقدم في الاسلام المتقدمة ... »؛ «در امور و کارهاي کارمندان و کارگزاران خود، دقت کن و پس از اينکه آنها را آزمودي، به کار بگمار و در تعيين آنان چنين کن: قبل از اينکه آنها را به کاري بگماري، آنان را مورد آزمايش و امتحان قرار بده. به جهت تمايل خاص به شخصي، کسي را به کاري منصوب مکن. خودسرانه و بدون مشورت و يا استبداد رأي، آنها را به کار مگمار؛ زيرا اين‏گونه انتخاب و منصوب نمودن (يعني از روي تمايل شخصي و بدون مشورت و آزمايش) خود ستمگري و ظلم و خيانت است. براي انتخاب کارمندان و کارگزاران دولت، اين‏گونه افراد را انتخاب نما: افرادي که اهل تجربه هستند و در کشاکش کارها ساخته و پرداخته شده‏اند؛ اهل شرم و حيا و عفت هستند؛ از خاندان‏هاي پاک دامن و صالح باشند؛ سابقه و حسن سابقه آنها در اسلام، بيش از ديگران باشد و...». نهج البلاغه، نامة 53
ضعف در بازرسي و نظارت و حراست و مراقبت دولتي نيز مزيد بر علت است. حضرت آيه‏الله خامنه‏اي مي‏فرمايد: «بايد در گزينش کارمندان دولت، دقت لازم صورت گيرد و به دنبال گزينش خوبان، نظارت بر کار آنان نيز ضرورت است؛ چون مقام و قدرت, غالباً اخلاق و رفتار مسئولان را تغيير مي‏دهد. بنابراين، اگر بعد از گزينشِ حتي افراد پارسا و کاردان، از بالا بر عملکرد آنان نظارت دقيق نشود، ممکن است به تدريج تغيير رويه داده و به سبب سستي در انجام وظيفه، موجب بي اعتمادي ملت نسبت به دستگاه حکومت اسلامي شوند. لذا نظام انقلابي در چگونگي انجام امور توسط کارگزاران و مسئولان، بايد نظارت مستمر به کار آنان داشته باشد». فجر انقلاب در بهار قرآن، صص 203 و 205
4. تهاجم فرهنگي و تغيير ارزش‏ها پس از دوران دفاع مقدس؛ مانند با ارزش شدن پول، شهرت، مدرک گرايي، رفاه‏طلبي و تجمل پرستي.
5. اجرا نشدن امر به معروف ونهي از منکر يا نظارت ملي و همگاني؛ در روايات متعدد، اين امر ضامن حفظ و سلامت جامعه و حکومت معرفي شده است. حضرت علي(ع) در بستر شهادت، به فرزندان خويش امام حسن و امام حسين(ع) چنين سفارش مي‏فرمود: «امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد که در اين صورت، اشرار شما بر شما حاکم مي‏شوند، سپس شما براي دفع آنها دعا مي‏کنيد، اما دعاي شما اجابت نمي‏شود». نهج البلاغه، نامه 47
در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز اين فريضه الهي در اصل هشتم در سه قسمِ «مردم نسبت به يکديگر»، «دولت نسبت به مردم» و «مردم نسبت به دولت» در نظر گرفته شده است؛ هر چند متأسفانه راه‏کارهاي عملي اين فريضه مهم و اساسي، در جامعه تبيين و اجرا نشده است.
6. ضعف دستگاه‏هاي نظارتي و قوه قضاييه، در برخورد قاطع با متخلفان .
7. آثار ناشي از مدل خاص توسعه اقتصادي و اجتماعي، پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازي کشور؛ اين روند، باعث تغيير ارزش‏ها و با ارزش شدن پول و ثروت در نزد افراد جامعه گرديد.
با توجه به عوامل ياد شده و عوامل ديگري از اين قبيل، مي‏توان به اين نتيجه رسيد که تحت شرايط کنوني، وقتي که پول و ثروت با ارزش شود و از طرف ديگر ارزش‏هاي اسلامي ايمان و تقوا و مهار دروني (مذهب) آنها و مهار بيروني (نظارت دستگاه‏ها و امر به معروف و نهي از منکر) ضعيف باشد، عده‏اي براي ارضاي اميال نفساني خود، به راه‏هاي نامشروع ـ از قبيل رشوه‏خواري, پارتي‏بازي, اشرافي‏گري و ريخت و پاش بيت‏المال ـ روي مي‏آورند. بنابراين اين چنين نيست که علت مفاسد اداري، فقط به جهت عدم نظارت مسئولان حکومتي و فقدان برخورد قاطع آنان باشد؛ بلکه مسئله بسيار ريشه‏اي‏تر است و حل کامل آن نيز راه‏کارهاي مناسب و بسيار دقيق ـ آن هم در طولاني‏مدت ـ مي‏طلبد.
بخش عظيمي از مسئولان، مستقيم يا غير مستقيم ـ از سوي مردم انتخاب مي‏شوند (مثل رئيس جمهور، وزرا، استانداران، فرمانداران، مديران کل و همه مسئولان اجرايي (غير مستقيم) و نمايندگان و ...). اگر مردم مثل شهيد رجايي را انتخاب کنند، اين گونه معضلات ريشه و جايگاهي ندارد؛ اما اگر به هر دليل، مسئولان بي‏تعهد و فاقد روحيه زهد و وارستگي را انتخاب کنند, کار بدتر از اين نيز مي‏شود.اين تصاوير مردان مخلص ومجاهد في سبيل الله استن


دريا دل ::: پنجشنبه 1/1/1387::: ساعت 12:0 صبح









ارسال به


پيشنهاد براندازي خاموش حجاريان همراه با ترس




پيشنهاد براندازي خاموش حجاريان همراه با ترس



درست در روزي که يکي از روزنامه هاي اصولگرا هشدارهاي سپهر را رد کرد، حجاريان در مصاحبه با روزنامه اعتماد که تيتر يک آنرا نيز به خود اختصاص داده است،  با تاکيد بر تز فشار از پايين چانه زني در بالاي خود گفت در تلاش است اين تز را ميان دوستان خود جا اندازد.
او در پاسخ به اينکه چه اشکالي در اجراي نظريه او بوده است مي گويد: «من معتقدم اساساً هيچ فشاري وارد نشد. نمونه جدي فشار در اسپانيا اتفاق افتاده. فشار واقعي را بايد آنجا ببينيد. بعد از فرانکو. يا مثلاً در لهستان بود. آن ماجرايي که به جنبش همبستگي مشهور شد. [که به پيروزي والسا منجر شد.] فشار واقعي آنجا است. نمونه ناقص آن در لبنان است. چند وقت است که گروه خارج از دولت در خيابان هاي لبنان خيمه زده است. چقدر جمعيت را به سطح خيابان ها آوردند. اما کاري صورت گرفت؟ معلوم است که نه، چرا؟ چون اين فشارها کافي نيست.
او به طور اشاره به نخبگان پيامي مي دهد که شايد براي عموم چندان شفاف نيست؛ بد نيست به تاريخ  لهستان که دست بر قضا امروزه  يکي از مراکز توسعه انقلاب هاي مخملي آمريکا گشته است و جنبش والساي آن مروري گردد تا مقصود حجاريان به طور شفاف نمايان گردد.
لخ والسا رهبر حزب کمونيست لهستان پس از اينکه ?? ماه زندان را به دستور مقامات قضايى در منطقه مرزى با شوروى گذراند، از زندان آزاد شد. والسا پس از آزادى به آپارتمان خود در «گرانسک» بازگشت. دو روز پيش از آزادى صدها نفر از طرفداران او در تظاهراتى بزرگ شرکت کردند و خواهان آزادى بنيانگذار تجارت متحد لهستان شدند. بالاخره والسا آزاد شد و بر دستان طرفداران خود به خانه رسيد. طرفداران والسا هورا مى کشيدند و فرياد شادى سردادند و نگذاشتند او قدمى بردارد و او را به سر دستان خود حمل کردند. پس از ورود به خانه با استقبال همسر خود مواجه شد و پس از آن از پنجره طبقه دوم با طرفداران خود صحبت کرد.
ميليون ها کارگر لهستانى دورهم جمع شدند تا اتحاد کارگران را تشکيل دهند. از کارگران مزرعه گرفته تا معدن همگى به هم پيوستند و فدراسيون ملى اتحاد کارگرى را پايه گذارى کردند و لخ والسا را به عنوان رئيس آن برگزيدند.با رهبرى کاريزماتيک و سنجيده والسا، سازمان آنها وسعت بيشترى يافت و توانايى اثرگذارى سياسى را نيز به دست آورد. همين هنگام بود که دولت لهستان از وجود چنين تشکيلاتى احساس خطر کرد چرا که مى دانست روند روبه رشد و درخواست هاى سياسى آنها مى تواند دولت را به چالش جدى بکشد. هر چه باشد همين تشکيلات با اعتصاب هاى مکرر و تحت فشار گذاشتن دولت لهستان به وجود آمده بود و طبيعى بود که آنها از نوع حرکت و گسترش محبوبيت اين تشکيلات احساس نگرانى کنند. اقدامات پنهانى و ناگهانى فايده اى نداشت. عده اى سعى کردند با نفوذ در تشکيلات آن را فلج کرده و يا چند پاره کنند تا کارايى لازم را نداشته باشد اما اين اتفاق نيفتاد. دست آخر دولت چنين ترجيح داد که با ارتش و زور وارد قضيه شده و آنها را سرکوب کند. در ?? دسامبر ???? در لهستان حکومت نظامى اعلام شد. هرگونه تجمع ممنوع شده و در يک حمله ناگهانى والسا و ديگر رهبران جنبش کارگرى دستگير شدند. دولت لهستان برنامه اى براى از بين بردن محبوبيت والسا نداشت و دولتمردان لهستان اين طور مى انديشيدند که پس از يک دوره دورى، محبوبيت او کم شده و به تدريج از ياد خواهد رفت اما عکس اين قضيه رخ داد. اعتراض هاى عمومى به تدريج بالا گرفت و درخواست ها براى آزادى والسا بيشتر شد. با توجه به بالارفتن اعتراض ها و ترس حاکميت لهستان از اوضاع آشفته، در نوامبر ???? والسا آزاد شد ولى تجمع سياسى هنوز ممنوع بود. در سال ???? لخ والسا برنده جايزه صلح نوبل شد. او که هراس داشت شايد به تبعيد غيرداوطلبانه فرستاده شود، از رفتن به نروژ براى دريافت جايزه سر باز زد. والسا به اعمال حزبى خود ادامه داد ولى به صورت زيرزمينى. تمامى فعاليت خود بر عليه دولت کمونيستى لهستان را به صورت مخفيانه دنبال کرد. حکومت لهستان نيز با او مهربان نبود و هر چند يک بار او را تحت تعقيب و بازجويى قرار مى داد.در سال ???? ضعف اقتصاد لهستان شرايطى را به وجود آورد که بار ديگر اعتصاب سرتاسر اين کشور را فراگرفت و دولت مجبور شد با والسا وارد مذاکره شود. در آوريل ???? حرکت حزبى بار ديگر قانونى شد و به تعداد محدودى از آنها اجازه داده شد تا در دوره بعدى انتخابات به عنوان کانديدا ثبت نام کنند. در سال ???? انتخابات رياست جمهورى در لهستان برگزار شد و والسا توانست با راى خوب به مقام رياست جمهورى برسد. هرچند وي که اصلاحات بازار تجارت آزاد را به اجرا در آورد همچنان در نقش رهبر اتحاديه کارگران ظاهر مي گشت تا رئيس جمهور و با ضعف عملکردش در سال ???? در رقابت با «الکساندر کوازينفسکى» شکست خورد.
به نظر مي رسد خواسته حجاريان حرکتهاي شديدي در قالب انقلاب نارنجي است که او از ترس آنکه بازتاب انديشه اش در ميان عموم مردم خيانت آميز بودن اين نظريه را اثبات کند، فضا را به سالهاي دورتري برده است تا تنها مخاطبان خاص راهکار او را دريافت کنند؛ حال جاي اين پرسش باقي است که آيا همچنان بايد گمان برد که تشکيل کميته ايکس يک توهم است؟


دريا دل ::: يکشنبه 19/12/1386::: ساعت 8:31 صبح

حبيب الله عسگر اولادي: مهمترين دغدغه اصولگرايان، حل مشکلات معيشتي مردم است







دبير کل جبهه پيروان خط امام و رهبري گفت: مهمترين دغدغه اصولگرايان، حل مشکلات معيشتي مردم، مهار تورم و گراني و ايجاد يک جهش اقتصادي در جامعه است.




  
 
حبيب الله عسگر اولادي دبير کل جبهه پيروان خط امام و رهبري در گفتگو با فارس گفت: انتخابات مجلس هشتم، نقطه عطف خدمت اصولگرايان انتخابات مجلس شوراي اسلامي و جشن حضور فراگير ملي ماست. اين انتخابات همچنين نقطه عطفي در تاريخ خدمت اصولگرايان به جامعه ديني است.
وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري در جمع عظيم مردم يزد که فرمودند:«دردشناس‌ترين و دردمندترين افراد را انتخاب کنيد»، گفت: بايد ديد دردهاي امروز جامعه ما چيست و چه کساني واقعا با درک اين دردها به مقام دردمندي رسيده اند و غصه نظام و مردم و انقلاب را مي‌خورند و جز خدمت به مردم و پيشرفت کشور، به چيز ديگري نمي‌انديشند.
وي افزود: ما کساني را که در انديشه کارآمدسازي نظام اسلامي هستند، دردشناس مي‌دانيم و با آنها همدرد هستيم. لذا در طيف وسيع اصولگرايان مي‌خواهيم همه استعدادها و توانها را براي رفع مشکلات مردم بسيج کنيم بحمدالله طي سالهاي گذشته راه بسيار پرپيچ و خمي را طي کرده‌ايم و هنوز با روحيه و توانايي بالا قصد داريم تا مقصد نهايي آن را طي کنيم.
وي گفت: درد اصلي ما امروز بيکاري، گراني و تورم و مشکلات معيشتي مردم است. اين درد تنها با افزايش ثروت ملي درمان مي‌شود. امروز با تکميل زيرساختهاي اقتصادي کشور، همه چيز براي يک جهش بزرگ اقتصادي آماده است. اگر بتوانيم امنيت اقتصادي و امنيت اجتماعي را خوب تامين کنيم، در سايه آن قطعا به آباداني و ثروت و توزيع عادلانه آن در جامعه مي‌رسيم.
وي با اشاره به مولفه‌هاي يک حکومت خوب گفت: ما مسلمانيم و پيروز قرآن، حکومت ما بايد حکومت قانون باشد، حکومت قانون با حکومت با قانون تفاوت دارد. ما وقتي به توسعه پايدار و همه جانبه مي‌توانيم برسيم که قانون ملاک مناسبات سياسي- اقتصادي و اجتماعي حتي فرهنگي ما در جامعه باشد.
وي با اشاره به انتخابات مجلس آينده گفت: انتخابات مجلس شوراي اسلامي جشن فراگير ملي است. سخنان مقام معظم رهبري در يزد،‌آموزه‌هاي بسيار خوبي براي ما مي‌تواند داشته باشد. اين رهنمودها بسترساز يک انتخابات سالم و آزاد است. با پرهيز از بداخلاقي‌ انتخاباتي و با جلوگيري از هتک آبرو و تخريب ديگران مي‌توان فضايي اخلاقي آفريد که هم دردها شناخته شوند و هم دردمندترين نامزدها شناسايي گردند.
وي در پاسخ به يک سوال در مورد سخنان رهبري در جمع دانشجويان دانشگاه‌هاي يزد گفت: بخشي از بيانات ايشان اختصاص به دشمن شناسي در جامعه امروز ايران داشت. يک وقتي آيت الله بهجت نقل مي‌کردند يکي از علماي دوره مشروطه گفته بود: 20 سال ما در صحنه مبارزه بوديم اما نمي‌دانستيم که در خط انگليس عمل مي‌کنيم. واقعا تاريخ مشروطه و تاريخ نهضت ملي و نيز انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) براي ما سراسر عبرت است. اگر ترفندهاي دشمن را بشناسيم ممکن است در کوفه به نفع معاويه عمل کنيم.
وي گفت: غرب براي انتخابات آينده ما برنامه دارد. بايد آن را بشناسيم و از افتادن در دام انها پرهيز کنيم. غرب نمي‌خواهد به اين ملت خدمت شود. غرب نمي‌خواهد کشور ما پيشرفت کند. آنها نمي‌خواهند مسئولان در حل مشکلات اجتماعي و اقتصادي توفيق يابند. مرتب از طريق اهرمهايي که در داخل و خارج دارند، چوب لاي چرخ حرکت انقلاب مي‌گذارند.
وي گفت: عقلانيت حکم مي‌کند ما حداقل روي خدمت به مردم و پيشرفت کشور اختلاف نکنيم. اعتدال حکم مي‌کند جلوي افراطيون را بگيريم و نگذاريم فضاي شفاف رقابتهاي انتخاباتي را تيره کنند.
وي با اشاره به فراز و فرودهاي انقلاب اسلامي گفت: اميدها به آينده نبايد مخدوش کرد. کافي است به گذشته نگاه کنيم. دشمنان انقلاب و اسلام و نظام کجا هستند. شوروي با همه اقتدار آن، از هم پاشيد. صدام در خفت بارترين وضع ممکن مرد. معادلات قدرت در جهان به سرعت در حال تغيير است. اسلام اکنون به عنوان يک قطب قدرت ظهور کرده است. در آمريکا که زماني سخن از پايان تاريخ بوده، اکنون سخن از «پايان آمريکاست». خوش‌بين‌ترين نظريه‌پردازان آمريکايي معتقدند ديگر از دموکراسي در آمريکا خبري نيست. آنها صداي پاي فاشيسم را در جامعه آمريکا به خوبي مي‌شنوند.
وي افزود: عقل جهانداري به ما حکم مي‌کند که براي مبارزه با فاشيسم جديد راهي را برويم که انبياء و اولياي الهي در گذشته رفتند. جهان امروز بيش از هر زمان ديگر، تشنه الوهيت است.
عسگر اولادي در پاسخ به اين سوال که دومين بيانيه جبهه متحد اصولگرايي منتشر شد. نظر شما چيست؟ گفت: بحمدالله کميته طرح و برنامه جبهه متحد اصولگرايان فعال است و به زودي برنامه انتخاباتي اصولگرايان اعلام مي‌شود. در دومين بيانيه محورهاي خوبي براي طرح ديدگاه‌هاي اصولگرايان بيان شده که در سراسر کشور دوستان مي‌توانند با تکيه بر آن به شفاف‌سازي رويکرد اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم بپردازند.
وي گفت: همانطور که در بيانيه آمده است، مهمترين دغدغه اصولگرايان، حل مشکلات معيشتي مردم، مهار تورم و گراني و ايجاد يک جهش اقتصادي در جامعه است که بتوان يک رشد پايدار و همه جانبه را تضمين کرد. اکنون مطالعات کاربردي آن صورت گرفته و انشاء الله با هماهنگي دولت و مجلس آثار آن را در تصويب بودجه سال آينده خواهيم ديد.


 



دريا دل ::: يکشنبه 19/12/1386::: ساعت 8:22 صبح



(بنام خدا)  


***دوستان گره از سر زلف يار باز کنييد ***                                 (   من  غلام قمرم غير قمر هيچ مگو      ) 


من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو         پيش من جز سخن شمع وشکر هيچ مگو


سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو         ور ازين بيخبري رنج مبر هيچ مگو


دوش ديوانه شدم عشق مرا ديدو بگفت       امدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو 


گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم     گفت ان چيز دگر نيست دگر هيچ مگو


من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت     سر بجنبان که بلي جز که به سر هيچ مگو  


قمري جان صفتي در ره دل پيدا شد  در ره دل چه لطيفست سفر هيچ مگو    


گفتم اي دل چه مه است اين دل دل اشارت ميکرد    که نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو  


گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است         گفت اين غير فرشته است  وبشر هيچ مگو


اي نشسته تو درين خانه پرنقش وخيال     خيز ازين خانه برو رخت ببر هيچ مگو   
گفتم اي دل پدري کن نه که اين وصف خداست     گفت اين هست ولي جان پدر هيچ مگو               


         


                                      (   من  غلام قمرم غير قمر هيچ مگو      ) 


من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو         پيش من جز سخن شمع وشکر هيچ مگو


سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو         ور ازين بيخبري رنج مبر هيچ مگو


دوش ديوانه شدم عشق مرا ديدو بگفت       امدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو 


گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم     گفت ان چيز دگر نيست دگر هيچ مگو


من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت     سر بجنبان که بلي جز که به سر هيچ مگو  


قمري جان صفتي در ره دل پيدا شد  در ره دل چه لطيفست سفر هيچ مگو    


گفتم اي دل چه مه است اين دل دل اشارت ميکرد    که نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو  


گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است         گفت اين غير فرشته است  وبشر هيچ مگو


اي نشسته تو درين خانه پرنقش وخيال     خيز ازين خانه برو رخت ببر هيچ مگو   
گفتم اي دل پدري کن نه که اين وصف خداست     گفت اين هست ولي جان پدر هيچ مگو               



دريا دل ::: يکشنبه 12/12/1386::: ساعت 10:42 عصر

   1   2   3   4      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 10
بازديد ديروز: 24
کل بازديد :3630

>> درباره خودم <<
تا بي نهايت
دريا دل[37]
وبلاگم در موردمباحث علمي ومذهبي وشعر وعرفان ميباشدو همچنين اين وبلاک در مورد واقع روز نيز ميباشد

>> پيوندهاي روزانه <<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<














>>موسيقي وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<