گشاده رويي، عامل دوستي است . [امام علي عليه السلام]
تا بي نهايت
اَماره‌، اصطلاحى‌ در فقه‌ و حقوق‌، و نزد فقيهان‌ يعنى‌ چيزي‌ که‌ از آن‌ ظن‌ حاصل‌ مى‌شود و مى‌تواند امري‌ را اثبات‌ کند.
در طبقه‌بنديهاي‌ صورت‌ گرفته‌ در اصول‌ متأخر اماميه‌، آنچه‌ شخص‌ را به‌ امري‌ از امور شرع‌ رهنمون‌ مى‌شود، از حيث‌ علم‌ِ ناشى‌ از آن‌، در 3 رتبة دليل‌، اماره‌ و اصل‌ قرار گرفته‌ است‌: دليل‌ اختصاص‌ به‌ امور قطعى‌ دارد، و آنچه‌ حاصل‌ آن‌ ظن‌ باشد، اماره‌ است‌، در حالى‌ که‌ حاصل‌ اصل‌ عملى‌، حتى‌ ظن‌ هم‌ نيست‌ و اصل‌ تنها رافع‌ تحير است‌. اماره‌ در معناي‌ اخص‌، اماره‌اي‌ است‌ که‌ بيان‌ موضوع‌ کند، ولى‌ اگر بيان‌ حکم‌ کند، مانند امارة «يَد»، دليل‌ اجتهادي‌ ناميده‌ مى‌شود (آخوند خراسانى‌، 438، جم؛ مظفر، 2/ 15-16).
در بررسيهاي‌ صورت‌ گرفته‌ در بارة حجيت‌ اماره‌، مدار سخن‌ در واقع‌ بر حجيت‌ ظن‌ است‌ و اصوليان‌ متأخر در دفاع‌ از اعتبار شرعى‌ آن‌، مى‌گويند که‌ عملشان‌ به‌ امارات‌ (ظنون‌ خاصه‌) از آن‌ روست‌ که‌ معتبر بودن‌ آنها نزد شارع‌ به‌ قطع‌ احراز شده‌ است‌ و به‌ همين‌ لحاظ، امارات‌ معتبر را «طرق‌ عمليه‌» نيز گفته‌اند (نک: نائينى‌، 3/ 119 به‌ بعد؛ بجنوردي‌، 2/ 24؛ خويى‌، 1/174 به‌ بعد).
در بحثهاي‌ اصولى‌ در بارة ماهيت‌ اماره‌، در مقابل‌ آنان‌ که‌ اماره‌ را طريق‌ براي‌ کشف‌ واقع‌ شمرده‌اند، مى‌توان‌ به‌ کسانى‌ اشاره‌ کرد که‌ آن‌ را سبب‌ دانسته‌اند؛ در توضيح‌ بايد گفت‌ که‌ نزد ايشان‌، شارع‌ در اماره‌ مصلحتى‌ را قرار داده‌ است‌ که‌ حتى‌ اگر مکلف‌ در تکليف‌ خود خطا کند، شارع‌ در موضوع‌ محل‌ شک‌، حکم‌ مأخوذ از اماره‌ را حکم‌ ظاهري‌ قرار مى‌دهد و تکليف‌ به‌ حکم‌ اصلى‌ را مرتفع‌ مى‌سازد. شيخ‌ انصاري‌ در خصوص‌ طريق‌ يا سبب‌ بودن‌ اماره‌، نظريه‌اي‌ ميانه‌ اختيار کرده‌ که‌ با عنوان‌ «مصلحت‌ سلوکيه‌» شناخته‌ شده‌ است‌. بر اساس‌ اين‌ نظريه‌، در پيروي‌ از اماره‌، مصلحتى‌ الزام‌آور وجود دارد که‌ آنچه‌ از مصلحت‌ از دست‌ رفته‌ است‌، با آن‌ جبران‌ مى‌شود، هر چند در نفس‌ فعلى‌ که‌ اماره‌ به‌ وجود آن‌ انجاميده‌ است‌، مصلحتى‌ پديد نيامده‌ باشد (نک: 1/ 40 به‌بعد؛ نائينى‌، 3/ 94 به‌ بعد، 4/482- 485؛ خويى‌، 1/ 178 به‌ بعد).
از حيث‌ تاريخى‌، اماره‌ از موضوعاتى‌ است‌ که‌ از اوايل‌ تدوين‌ علم‌ اصول‌ فقه‌، مورد توجه‌ بوده‌، و کسانى‌ چون‌ ابوالحسين‌ بصري‌ معتزلى‌ (د 436ق‌/1044م‌)، به‌ بررسى‌ هر چند اجمالى‌، پيرامون‌ امارات‌ و ظنون‌ پرداخته‌اند (2/690 -692؛ نيز نک: غزالى‌، 2/ 280).
اماره‌ در حقوق‌: در کاربرد حقوقى‌، اماره‌ در شمار ادلة اثبات‌ دعوي‌ محسوب‌ مى‌شود؛ در قانون‌ مدنى‌ ايران‌، ادلة اثبات‌ دعوي‌ عبارتند از اقرار، اسناد کتبى‌، شهادت‌، امارات‌ و قسم‌ (مادة 1258). مادة 1321 همان‌ قانون‌ اماره‌ را اينگونه‌ تعريف‌ کرده‌ است‌: «اماره‌ عبارت‌ از اوضاع‌ و احوالى‌ است‌ که‌ به‌ حکم‌ قانون‌، يا در نظر قاضى‌ دليل‌ بر امري‌ شناخته‌ مى‌شود». بر اساس‌ اين‌ تعريف‌، در حقوق‌ دو گونه‌ اماره‌ وجود دارد: امارة قانونى‌ و امارة قضايى‌ (قس‌: محمصانى‌، 71). از نظر تاريخى‌، قبل‌ از تصويب‌ قانون‌ مدنى‌، در 1324ش‌ قانونى‌ مستقل‌ تحت‌ عنوان‌ قانون‌ شهادات‌ و امارات‌ مصوب‌ 1308ش‌، مجري‌ بوده‌ است‌.
در توضيح‌ جايگاه‌ اماره‌ در ميان‌ ادلة اثبات‌ دعوي‌، بايد گفت‌ که‌ با وجود اشتراک‌ اماره‌ با ساير ادلة اثبات‌ دعوي‌ در اينکه‌ همگى‌ به‌ موجب‌ قانون‌ براي‌ اثبات‌ امري‌ تعيين‌ شده‌اند، از برخى‌ جهات‌ تفاوتهايى‌ در ميان‌ است‌. در ديگر ادله‌ اساس‌ بر انديشه‌ و تعقل‌ استوار است‌، در حالى‌ که‌ در اماره‌ انديشه‌ جايى‌ ندارد و اماره‌ صرفاً بر اساس‌ غلبه‌ يا ظن‌ استوار است‌ و از همين‌ روست‌ که‌ تاب‌ مقاومت‌ در برابر دليل‌ را ندارد. همين‌ تفاوت‌ در امارة قضايى‌ و امارة قانونى‌ نيز ديده‌ مى‌شود، زيرا امارة قضايى‌ نيز بر مبناي‌ عقل‌ و انديشه‌ استوار است‌ و از اين‌رو،در تعارض‌
آن‌ دو، امارة قضايى‌ مرجح‌ خواهد بود (نک: جعفري‌، ذيل‌ اماره‌؛ نيز تفاحه‌، 24- 25).
مآخذ: آخوند خراسانى‌، محمد کاظم‌، کفاية الاصول‌، قم‌، 1409ق‌؛ ابوالحسين‌ بصري‌، محمد، المعتمد، به‌کوشش‌ محمد حميدالله‌ و ديگران‌، دمشق‌، 1385ق‌/ 1965م‌؛ بجنوردي‌، حسن‌، منتهى‌ الاصول‌، قم‌، کتابخانة بصيرتى‌؛ تفاحه‌، احمد زکى‌، مصادر التشريع‌ الاسلامى‌، بيروت‌، دارالکتاب‌ اللبنانى‌؛ جعفري‌ لنگرودي‌، محمد جعفر، دانشنامة حقوقى‌، تهران‌، 1365ش‌؛ خويى‌، ابوالقاسم‌، مبانى‌ الاستنباط، به‌ کوشش‌ ابوالقاسم‌ کوکبى‌، نجف‌، مطبعة الا¸داب‌؛ شيخ‌ انصاري‌، مرتضى‌، فرائد الاصول‌، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ نورانى‌، قم‌، 1407ق‌؛ غزالى‌، محمد، المستصفى‌، قاهره‌، 1324ق‌؛ قانون‌ مدنى‌؛ محمصانى‌، صبحى‌، المجتهدون‌ فى‌ القضاء، بيروت‌، 1980م‌؛ مظفر، محمد رضا، اصول‌ الفقه‌، بيروت‌، 1403ق‌/1983م‌؛ نائينى‌، حسين‌، فوائد الاصول‌، به‌ کوشش‌ محمد على‌ کاظمى‌ خراسانى‌، قم‌، 1406ق‌. حميد گوينده‌


دريا دل ::: جمعه 18/5/1387::: ساعت 12:49 عصر

بي خانمان


اين عکس بيخانماهاست خدا نصيبتان نکند


                      زنان حقوق برابر



اين عکس رو گذاشتم نه کاري به حقوق زنان دارم نه به ماجراي ميدان ? تير نه به سياست و


نه به .....


حالا فکر کن اگر اين حقوق برابر وجود داشت و  دخترا ريش و سبيل داشتن چي مي شد 


 واي ي ي ي ي  راستي حالا منظور از حقوق برابر همون ريش و سبيل هستش ؟؟؟


من ديوانه سر نميارم اينها بدنبال چي هستند ايا خوشي واقعا زير گلويشان را گرفته اينها سالمند واقعا  يا ديوانه شدند ويا ديوانه هستند راستي کدام گزينه درست هست



دريا دل ::: سه‏شنبه 3/2/1387::: ساعت 11:57 عصر

ضحاک  [صفحه 1]









1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
چو ضحاک شد بر جهان شهريارسراسر زمانه بدو گشت بازنهان گشت کردار فرزانگانهنر خوار شد جادويي ارجمندشده بر بدي دست ديوان درازدو پاکيزه از خانه?ي جمشيدکه جمشيد را هر دو دختر بدندز پوشيده?رويان يکي شهرنازبه ايوان ضحاک بردندشانبپروردشان از ره جادوييندانست جز کژي آموختنچنان بد که هر شب دو مرد جوانخورشگر ببردي به ايوان شاهبکشتي و مغزش بپرداختيدو پاکيزه از گوهر پادشايکي نام ارمايل پاکدينچنان بد که بودند روزي به همز بيدادگر شاه و ز لشکرشيکي گفت ما را به خواليگريوزان پس يکي چاره?اي ساختنمگر زين دو تن را که ريزند خونبرفتند و خواليگري ساختندخورش خانه?ي پادشاه جهانچو آمد به هنگام خون ريختنازان روز بانان مردم?کشانزنان پيش خواليگران تاختندپر از درد خواليگران را جگرهمي بنگريد اين بدان آن بديناز آن دو يکي را بپرداختندبرون کرد مغز سر گوسفند برو ساليان انجمن شد هزاربرآمد برين روزگار درازپراگنده شد کام ديوانگاننهان راستي آشکارا گزندبه نيکي نرفتي سخن جز به رازبرون آوريدند لرزان چو بيدسر بانوان را چو افسر بدنددگر پاکدامن به نام ارنوازبران اژدهافشن سپردندشانبياموختشان کژي و بدخوييجز از کشتن و غارت و سوختنچه کهتر چه از تخمه?ي پهلوانهمي ساختي راه درمان شاهمران اژدها را خورش ساختيدو مرد گرانمايه و پارسادگر نام گرمايل پيشبينسخن رفت هر گونه از بيش و کموزان رسمهاي بد اندر خورشببايد بر شاه رفت آوريز هر گونه انديشه انداختنيکي را توان آوريدن برونخورشها و اندازه بشناختندگرفت آن دو بيدار دل در نهانبه شيرين روان اندر آويختنگرفته دو مرد جوان راکشانز بالا به روي اندر انداختندپر از خون دو ديده پر از کينه سرز کردار بيداد شاه زمينجزين چاره?اي نيز نشناختندبياميخت با مغز آن ارجمند

غلبه بر  ضحاکتصوير ضحاک











دريا دل ::: چهارشنبه 1/1/1386::: ساعت 12:0 صبح

.





«کاظم»، «هاشم» و «قاسم» شفيعي، اعضاي يک طايفه بزرگ معروف به «نامجو» در مرودشت فارس هستند که با تغيير فاميل به شفيعي در پي جدايي از قوم خود،  اقدامات مجرمانه شان را از شهر شيراز آغاز کردند و پس از ارتکاب چند حرکت جنايتکارانه که گفته مي شود به کشته شدن چند تن منجر شده است، نقشه فرار از استان فارس را عملياتي کرده و به اين ترتيب با گريز از اين استان، اصفهان را به عنوان محل اقامت برگزيدند و در پوشش مادر ميانسالشان، زمينه استقرار بهتر را در اين شهر براي خود فراهم کردند. در اين حال «کاظم» تبهکار تحت تعقيب، طي تماسي از پسرعمه اش نيز خواست تا به اصفهان آمده و باند او را همراهي کنند و به اين ترتيب پس از تحقق اين موضوع، براي استيلاي پدرخواندگي اش بر اين باند، «کشتن» را در دستور کار قرار داد.
يکشنبه پانزدهم مهرماه
اعضاي باند تبهکار در سرقت يک دستگاه پژو 405 نقره اي که کنار خيابان امام خميني اصفهان متوقف بود، با مقاومت راننده 58 ساله مواجه شدند. در اين حال مهاجمان که صورت خود را کاملا پوشانده بودند، در حالي که مضطرب شده بودند، با استفاده از سلاح کمري دو گلوله به سوي راننده شليک کردند. آنها هنگامي که به قصد فرار، سوار بر خوردو پژو شده بودند متوجه جواني 30 ساله شدند که تنها شاهد اين جنايت بود،  از اين رو با شليک گلوله، او را نيز مصدوم کرده و از صحنه گريختند.
غروب سه شنبه هفدهم مهرماه
تنها دو روز پس از حادثه خيابان امام خميني، «کاظم» و همدستانش بدون هيچ برنامه ريزي خاصي به يک طلافروشي در خيابان شهيد مطهري اصفهان حمله ور شدند. «ابراهيم»، مرد طلافروش به همراه برادرش مشغول صرف افطار و تماشاي سريالهاي تلويزيوني در مغازه بودند که ناگهان دو مرد مسلح وارد شده و همان ابتدا «ابراهيم» را به قتل رسانده و برادرش را به شدت مجروح کردند و به وسيله همان پژو 405 مسروقه از صحنه متواري شدند، اما قبل از آن، در حالي که بر روي مردم آتش گشوده بودند، يک عابر پياده را نيز هدف شليک گلوله قرار دادند.
چهارشنبه هجدهم مهرماه
اين بار نيز اعضاي جنايتکار اين باند که ظاهرا خيلي حرفه اي و بدون هرگونه واهمه اي، نقشه هاي مسلحانه خود را عملياتي مي کردند، سوار بر همان خودرو پژو مسروقه، مسير شمال به جنوب اصفهان را يا از طريق خيابان هاي داخل شهر و يا از طريق اتوبانهاي منتهي به خروجي جنوبي شهر طي کرده و مستقيم به سراغ بانک ملت شعبه «صفه» در خيابان هزار جريب رفتند. در اين حال يکي از افراد مسلح با پياده شدن از خودرو و ورود به بانک و تهديد حاضران، مبلغي معادل 4 ميليون تومان را سرقت کرده و باز هم به همراه همدستانش موفق به فرار شد، اما در جريان اين سرقت مسلحانه، آسيبي به کسي نرسيد.
کشف لاشه سوخته پژو 405 مسروقه
چند روز بعد از سومين حادثه، لاشه سوخته يک دستگاه پژو 405 در قسمت شمالي شهر اصفهان و در حاشيه ملک شهر پيدا شد و به اين ترتيب براي پليس محرز شد که تبهکاران براي رد گم کردن، خودرو سرقتي را به آتش کشيده اند، طوري که از جريان آتش سوزي هم کسي مطلع نشده است. به اين ترتيب با تاکيد طباطبايي، دادستان و صدرالسادات، فرمانده انتظامي اصفهان اقدامات ماموران پليس عمليات ويژه آگاهي اصفهان براي دستگيري عاملان اين سرقت ها تشديد شد. بر اين اساس در ادامه تحقيقات، کارآگاهان اداره عمليات ويژه پليس آگاهي اصفهان دريافتند که سارقان، اصفهان را به عنوان توقفگاه موقت خود برگزيده اند و احتمالا در نزديکي محل به آتش کشاندن خودرو پژو مسروقه پناه گرفته اند. به اين ترتيب بدنبال کنکاش در نقطه ضعف جنايتکاران و نيز کسب خبري در خصوص محل تردد آنها، در نخستين گام، مخفيگاه چهار مرد مسلح شناسايي شد، اما پس از دستور بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي اصفهان در رابطه با چگونگي اقدامات بعدي، منزل مورد نظر در حالي به محاصره پليس درآمد که کارآگاهان پليس پس از ورود متوجه شدند متهمان، آن محل را پيش از اين ترک کرده اند. در اين حال پس از جمع آوري مدارک موجود و اخذ نيابت قضايي، تيم اعزامي پليس آگاهي اصفهان در يک عمليات سريع با همکاري پليس فارس موفق به دستگيري 18 مظنون در خصوص اين پرونده شد و با انجام تحقيقات تخصصي، دو برادر 22 و 30 ساله که گفته مي شد پسرعمه هاي «کاظم» هستند به همراه فرد ديگري به هويت «ر- ر» همگي اهل مرودشت شيراز، شناسايي شده و در بازجويي ها، علاوه بر اعتراف به جنايات رخ داده اطلاعاتي در رابطه با ساير افرادي که در اين اقدامات مشارکت داشتند را نيز به ماموران دادند. اين درحاليست که ماموران پس از بررسي سابقه کيفري مادر متهمان فراري متوجه شدند او نيز همانند فرزندانش داراي سوابق مجرمانه اي است. اين زن هنگامي که چند سال قبل، پسرش «کاظم» در مرودشت بازداشت بود به بهانه ملاقات به ديدن او رفت و در حالي که «کاظم» را در آغوش کشيده بود به طور پنهاني موجبات فرار وي را فراهم کرد. از آن زمان مادر وي در برخي اقدامات مجرمانه، با «کاظم» و دو فرزندش «قاسم و هاشم» همگام بوده است.
شنبه دهم آذرماه
عابران پياده صداي شليک يک گلوله را در حاشيه خيابان  چهار باغ اصفهان شنيدند. شاهدان عيني به پليس گفتند: مرد حدودا ميانسال با هيبتي پوشيده از مو مقابل کيوسک اداره اتباع بيگانه نيروي انتظامي از ترک يک دستگاه موتورسيکلت هونداي قرمز پياده شد و مستقيما به سمت درب ورودي مقرر رفته و پس از ورود، بي درنگ افسر حاضر در محل به هويت «عليرضا انصاريان» را هدف شليک گلوله قرار داد. همچنين ماموران پليس پي بردند که ضارب پس از اين اقدام جنايتکارانه از کيوسک خارج شده و با همان موتورسيکلت به همراه جواني که صورتش را کاملا پوشانده بود، از صحنه گريخت. به گزارش ايسنا پس از انتشار خبر اين حادثه تلخ، برخي منابع اعلام کردند که ضارب حين خروج، برگه اي تهديدآميز در محل به جا گذاشته که در آن تقاضا شده سارقان مسلح مرودشتي مجازات نشوند و بي قيد و شرط آزاد شوند.
يکشنبه هجدهم آذرماه
در حالي که کارآگاهان پليس در تعقيب تبهکار فراري بودند، مطلع شدند که اين جنايتکار مسلح با ورود به پايانه جي اصفهان، يک توريست فرانسوي به نام «ژولين دايسبورگ» را با شليک گلوله به قتل رسانده است. پس از اين قتل بود که تصوير «کاظم» از طريق رسانه ها منتشر و تلاش براي دستگيري او فراگير شد، اما با اين وجود ردي از وي به دست نيامد.
شنبه ششم بهمن ماه
هنگامي که خودرو پول رسان مقابل بانک ملت در خيابان آيت اله غفاري اراک متوقف شد، دو مرد مسلح با پياده شدن از يک خودرو سواري پيکان سفيد رنگ به سوي نگهبانان رفتند تا آنها را غافلگير و خلع سلاح کنند، اما موضوع طبق تصور آنها پيش نرفت و با دو نگهبان درگير شدند. مردان مسلح که کلاشينکف به همراه داشتند، نگهبانان را به رگبار بستند و به اين ترتيب با قتل يکي و مجروح شدن ديگري موفق به سرقت 39 ميليون تومان شدند و بلافاصله از صحنه گريختند. با وقوع اين سرقت مسلحانه، سردار نبي الله حيدري، فرمانده انتظامي استان مرکزي طي اظهارنظري اعلام کرد: تحقيقات به صورت ويژه براي دستگيري سارقان مسلح آغاز شده و پليس تمام تلاش خود را در اين زمينه بکار بسته است. همچنين پليس آگاهي نيروي انتظامي نيز در اين باره گفت: طرح  مهار به طور گسترده براي شناسايي ردپاي متهمان به اجرا درآمده است و پليس با تمام قوا، موضوع را پيگيري مي کند. اين اظهارنظرها در حالي بود که کارآگاهان پليس براي يافتن هويت دو مرد مسلح به سراغ شاهدان عيني رفتند و آنچه دريافتند حاکي از آن بود که سارقان، افراد خشني بوده اند که از تيراندازي و قتل ابايي نداشته  و با نقشه اي از پيش طراحي شده وارد مهلکه شده اند. در اين ميان تصويري فرضي از چهره آنها ترسيم شد; اما پليس را به نتيجه خاصي نرساند تا اين که در جريان تبادل اطلاعات پليس مرکزي با اصفهان، مشخص شد که شگرد دو سارق مسلح بانک ملت شباهت زيادي با شيوه مورد استفاده «کاظم» در سرقت هاي اصفهان دارد و به اين ترتيب وجود چند سرنخ نيز به شائبه حضور اين جاني خطرناک در اراک دامن زد. در همين حال ناصر سراج، معاون امنيتي دادستان کل کشور که مسوول پيگيري پرونده «کاظم شفيعي» است، طي اعلام نظري در اين خصوص گفت: تحقيقات گسترده براي دستگيري اين متهم صورت گرفته و به سرنخ هايي دست يافته ايم; ضمن اين که چند تن از نزديکان وي تا کنون بازداشت شده اند و خودش نيز بزودي دستگير مي شود.
قم در آرامش
در اين رابطه، سردار جعفري، رئيس پليس آگاهي کشور در پاسخ به پرسش ايسنا در خصوص برخي شايعات مبني بر حضور اين خانواده فراري در قم و ايجاد فضاي وحشت و افزايش احساس ناامني در ميان مردم اين شهر گفت: در حال حاضر شهر قم در معادلات پليسي با ساير استان ها تفاوتي ندارد. سردار جعفري همچنين در پاسخ به سوالي مبني بر اين که «چرا عليرغم پيگيري هاي پليسي، اعضاي جنايتکار اين خانواده هنوز دستگير نشده اند؟» اظهار کرد: اين افراد از آنجا که اعضاي يک خانواده هستند و هيچ فرد غيرخودي بينشان نيست و با هيچ کس از بيرون رابطه ندارند، به شدت بسته عمل مي کنند و فعاليت آنها بسيار پيچيده است، اما پليس، حداکثر تلاش خود را براي دستگيري متهمان فراري بکار بسته و سرنخ هايي را در خصوص ردپاي آنها به دست آورده است. سردار جعفري در خصوص انگيزه هاي ارتکاب اين جنايت از سوي تبهکاران تحت تعقيب گفت: در ابتدا اين گونه تصور مي شد که «کاظم» در پي دستگيري پسرعمه هايش بدنبال انتقامگيري است، اما تحقيقات به عمل آمده حکايت از آن دارد که اين فرد، ذاتا يک آدمکش حرفه اي است و در بيشتر موارد، آدمهاي کاملا بيگناه که مقاومتي مقابلش نداشته اند، را به قتل رسانده است; براي نمونه راننده خودرويي که در اراک به قتل رساند، هيچ ضرورت عملياتي برايش نداشت.
معرفي خانواده وحشت و جايزه سفر حج تمتع
رئيس پليس آگاهي کشور با اشاره به جايزه اي که براي دستگيري متهمان فراري از سوي دادستاني تعيين شده، اعلام کرد: پليس آگاهي نيز از مردم درخواست مي کند چنانچه خبري از مخفيگاه اين افراد دارند که به دستگيري آنها منجر مي شود، مراتب را بلافاصله با ماموران درميان گذاشته و جايزه سفر حج تمتع را از آن خود کنند.



دريا دل ::: چهارشنبه 1/1/1386::: ساعت 12:0 صبح

بنام خدا:


روز پنجشنبه مدير وبلاک تا بينهايت ديدار غير منتظره اي را با جمع مشتاقان وعاشقان وعارفان ودراويش دوستدار امام علي (ع )داشتند


اين ديدار که با استقبال گرم و صميمانه مديروبلاک (خمر کهن)مواجه شد


اقاي پانويس نيز که مديريت شبکه جهاني شرح مثنوي معنوي مولوي را بر عهده دارند


از حضور مديريت وبلاک تا بينهايت به گرمي استقبال نمودند وايشان را در بحث هايشان وارد نموده ونيز نظراتشان در مورد بحث هاي مربوطه جويا ميشدند ودر قسمتي از بحث ها را به ايشان واگذار نمودند هر چند بار اول بود ولي جلسه در نهايت صميميت ولطافت بودچون حرفدل همه يکي بود


ساقي مجلس گر چه دل ميبرد ودين          بحث ما در لطف طبع وخوبي اخلاق
صحنه بسيار تماشايي بود انگار اين عارفان ساليان سال همديگر را ميشناختند وبا هم رفيق بودند ان همه صميميت واقعا جاي تعجب داشت


کجايند مردان بي ادعا کجايند فاتحين خيبر انانند ياران علي +++غذاي جسم جانشان علي ع بود وکلام علي «ع»


هر از گاه نغمه يا علي بر زبان ميراندند وقتي اسم علي ميامد در اوج وپرواز بودند انگار با علي ع يکي بودند دو روح در يک جسم


ابتدا دکتر پانويس مطالبي را  در شرح مثنوي معنوي دفتر اول مطرح مي نمودند واز مدير وبلاک بينهايت ميخواستند مطالبي را علاوه بر ان در توضحيح مطالب واشعار مثني بيان کنند


از انجا که  در ان جلسه صميميت حکمفرما بود ايشان نيز اشعار وابيات واحاديث وايات قراني را تاييد مطالب استاد بيان مينمودند در کل حرف همه يکي بو دصداقت درستگاري دوري از فريب ونيرنگ وناراستي ودر کل اقتدا به مولا علي (ع)نوبت


 بعدي نوبت اقاي عليزاده بود ايشان شرح غزل 276حافظ را بر عهده داشتند


باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش


اقاي عليزاده مدير وبلاک بخمر کهن از مدير وبلاک تا بينهايت خواستند علاوه بر توضيحات داده شده مطالبي را در شرزح اين غزل بيان نمايند ايشان پذيرفته وتوضيحاتي در خصوص صبر وسلير موارد دادند  ودر اخر هم بحث ازاد در خصوص قناعت که مطالب بيان شده در کل بينظير بود دوستان براي دريافت فايل صوتي به وبلاک خمر کهن مراجعه نماييد در گوگل سرج نماييد ميايد


در اين ميان حضور جناب اقاي علي پاداش نيز بينظير بود


نکته جالبي که در اين جلسه بود حضور خواهران عارف در جمع وشرکت در بحث ها بود که نشان عمق ديد عرفاني وعلمي انان مينماييد به اميد رشد وتعالي علمي وديني ومعنوي التماس دعا بزرگواراند


در کل جلسه بينظيربود
وبه قول شاعر «بديدن فزون امد از اگهي» واقعا علم ودانش وبينش دوستان عارف در حد عالي در واقع از خاک رسته وبه افلاک پيوسته بودند



دريا دل ::: چهارشنبه 1/1/1386::: ساعت 12:0 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 10
بازديد ديروز: 24
کل بازديد :3630

>> درباره خودم <<
تا بي نهايت
دريا دل[37]
وبلاگم در موردمباحث علمي ومذهبي وشعر وعرفان ميباشدو همچنين اين وبلاک در مورد واقع روز نيز ميباشد

>> پيوندهاي روزانه <<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<














>>موسيقي وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<