دماوند، برجستهترين پديدهي طبيعي ايران، نماد اين سرزمين، خاستگاه اسطورهها و داستانهاي دلکش ايراني، و کوهي است با تاريخ سرشار از صعودهاي ديرين. از نظر طبيعي، دماوند زيست بوم بينظيري است در ايران که به دليل اختلاف ارتفاع چشمگير و دارا بودن درهها و دامنههاي پرشمار، گونههاي گياهي و جانوري متنوعي را در خود جا داده است. اين کوه و محدودهي آن، شايد آخرين پناهگاه بسياري از گونهها باشدکه با از ميان رفتن طبيعت دشتها و آسيب ديدن بسياري از کوههاي پستتر، فقط در آنجا باقي ماندهاند. در دماوند، پديدههاي طبيعي چندي وجود دارد که هر يک در نوع خود کم نظير، و داراي ارزش ذاتي و تفرجي بسيار است: در اين کوه، چند يخچال طبيعي دايمي که پديدهي بسيار کمنظيري در ايران است، به چشم ميخورد؛ در ميان آنها «يخار» با ديواره و برجهاي يخ بلور، وحشيترين و مرتفعترين درهي يخچالي ايران است. پديدهي ديگر، حفرههاي متعددي است که گاز و بخار با فشار زياد از آنها بيرون ميزند، و اينها در کنار تودههاي گوگرد، دماوند را به صورت يک آتشفشان کمي فعال درآوردهاند. چشمههاي آب گرم و آب معدني در کوهپايههاي دماوند، وجود دهانهاي بزرگ با حوضچهي يخي در ميان آن، شکل مخروطي پرشيب و خوش تراش که در بسياري مواقع، ابرهايي به شکلهاي شگفتانگيز در نوک آن به چشم ميخورد، از ديگر ويژگيهاي اين تک کوه سرافراز است. در اطراف دماوند، محيطهاي کوهستاني چندي وجود دارد که هر يک داراي ويژگيهاي منحصر به فرد هستند: دشت لار (پارک ملي)، دشت پرگل و گياه نمارستاق، درهي پرپيچ و خم سه سنگ با آبي بلورين و آبگيرهاي خيالانگيز در درههاي فرعي، گردنهي بسيار عظيم سرداغ، ستيغ هفت سران با پرتگاههاي پرهيبت، رودخانهي پر آب هراز، ستيغ طولاني دو برار و .... اين محيطها، زيستگاه جانوراني مانند خرس، گراز، گرگ، روباه، پلنگ، کل و بز، قوچ و ميش، عقاب طلايي، کبک، انواع مار، ماهي قزلآلا، و بسياري گونههاي کمياب ديگر است. ظاهر چشم نواز دماوند با کلاهک و رگههاي برفي پرکشش، تجسم واقعي آن چيزي است که از واژهي «کوه» به نظر ميآيد. به دليل شکل خيالانگيزو به دليل آن که چکاد دماوند بلندترين نقطهي ايران و مشرف بر تمامي اين سرزمين است، ارزش نمادين آن در رديف پرچم کشور است، با اين تفاوت که ميراثي ميليونها ساله است و در صورت تخريب چهرهي طبيعي آن، نميتوان آن را بازسازي کرد. از نظر نفوذ در اسطورهها و داستانهاي ايراني، دماوند مقام نخست را در ادبيات فارسي دارد و ماجراي تعدادي از شاهکارهاي اسطورهاي جهان در ارتباط با اين کوه شکل گرفته است. از نظر جايگاه در کوهنوردي، شايد در ميان کوههاي بلند جهان، دماوند بيشترين پيشينهي تاريخي را داشته باشد، و قطعاً ميتوان گفت که جايگاهي برجسته در ميان کوههايي که از ديرباز مورد توجه جغرافيدانان، جهانگردان، ماجراجويان و کوهنوردان بوده است، دارد (1).

چراي مفرط؛ هيچ تناسبي ميان ظرفيت توليد مراتع و تعداد بيشمار دامها وجود ندارد. حتي در محدودهي «پارک ملي» لار، هنوز سازمان حفاظت محيط زيست نتوانسته از ورود دامها جلوگيري کند که يک علت آن، وجود مراکز متعدد تصميمگيري و اعمال نفوذ در اين گونه قضايا است. به جز اثر فرسايشي روي خاک، يک تاثير مخرب ديگر حضور گلههاي بزرگ در منطقه، اين است که سگهاي پرشمار گله، در تمام شبانهروز از نزديک شدن جانوران وحشي به چشمهها و ديگر آبشخورها جلوگيري ميکنند و در اين مورد پيوسته رقابتي نابرابر در جريان است. نتيجهي اين امر (در کنار تاثير حضور شکارچيان) رانده شدن جانوران به بلندترين نقطههاي کوهستان (مکانهاي نامناسب براي زيست) است. ديده شده که بزهاي کوهي روي يخچال خطرناک سيوله، و گرازها روي يالهاي بيآب ارتفاع 4000 متر سرگرداناند.
امروزه، دماوند – همچون بسياري از ديگر محيطهاي کوهستاني کشور – با چند عامل تهديد ميشود: چراي بيش از حد، با از ميان بردن پوشش گياهي، موجب فرسايش خاک ميشود. با توجه به اين که عمق مفيد خاک در دماوند بسيار ناچيز است و لايههاي زيرين آن به طور عمده از خاکستر و سنگهاي آتشنشاني تشکيل شده، آسيبپذيري آن بسيار زياد است. در 15-10 سال گذشته بارها ديده شده که بارش باران يا ذوب برفها در بهار موجب روان شدن سيل يا «بهمن»هاي پردامنه از گل و لاي شده و موجب گل آلود شدن رودخانهها و حتي سد شدن مسير رود هراز شده است. فرسايش خاک اثر تشديدکنندهاي بر رانش و لغزش زمين در منطقهي پرزمين لرزهي دماوند دارد. اين چند عامل سبب ميشوند که: 1- ارزش مرتعي دامنههاي دماوند به سرعت و تا حد جبرانناپذير کاهش يابد. 2- زادآوري طبيعي ماهيان در رودخانهها مختل، و حوضچههاي پرورش ماهي دچار آسيبهاي پي در پي شود. 3- جادههاي منطقه بر اثر زمين لغزه و ريزش سنگ و خاک، تخريب و بدل به راههاي پرخطر شود.
ساخت و ساز، معدن کاوي؛ جادههاي غيرضروري و بسيار بدساخت که موجب رانش دامنهها، قطعه قطعه شدن زيستگاهها، بد منظر شدن محيط طبيعي، و سادهسازي دسترسي به مراتع و شکارگاهها ميشود، بيهيچ ضابطهاي در يکي دو دههي گذشته، گسترش يافتهاند. نمونهي بارز آن، جادهاي است که از دامنههاي جنوبي دماوند تا چال چال، چاک اسکندر و گردنهي سرداغ (ارتفاع نزديک به 4000 متر) و از آنجا به سوي شمال کوه ميرود. اين جاده که بدون هماهنگي با سازمان حفاظت محيط زيست و حتي وزارت راه ساخته شده، غيرضروري و مضر به حال منطقه است، و آرامش با شکوه گردنهي سرداغ را خدشهدار کرده است. خانهسازي بيضابطه و تصرف منابع طبيعي براي استفادهي غيرقانوني و شخصي به ميزان بس گسترده در روستاهاي منطقه در جريان است که متاسفانه در چند سال اخير شدتي باور نکردني يافته است. معدن کاوي در دماوند، از ديگر عوامل مخرب منطقه است؛ برداشت مادهي کم ارزشي مانند پوکه از معدنهاي روباز قرقه و ملار، هيچ تناسبي با اين محيط پرارزش و کمنظير ندارد، و چهرهي دماوند را لکهدار کرده است.
آلودگي؛ در بيشتر روستاهاي اطراف دماوند و در سياه چادرهاي دامداران، زبالههاي خانگي در کوه و دره رها ميشوند. اين پسماندها به علت وجود انبوه مواد تجزيه نشدني که مصرف آنها در سالهاي اخير شدت يافته، چشمانداز منطقه را خراب کرده و موجب آسيب ديدن حيات طبيعي شده است. چند نقطه از جادهي پلور به رينه، به زبالهزارهايي بدل شده که گويا محل تخليهي زبالههاي چندين روستا و شهرک منطقه و حتي مناطقي از شمال است. جالب توجه اين که اين جاده، مهمترين و پر رفت و آمدترين راه دسترسي به کوه دماوند است که هر ساله پذيراي انبوه طبيعت دوستان و کوهنوردان ايراني و خارجي است. ? ? ? تمامي مناطق اطراف دماوند، داراي آثار و محوطههاي تاريخي است. ژاک دومرگان، باستانشناس معروف فرانسوي که در ايران بسيار کار کرده، در سال 1310 پيشنهاد ثبت شهر دماوند را در فهرست آثار ملي داد که مورد قبول دولت وقت قرار گرفت و شهر به شمارهي 56 در اين فهرست به ثبت رسيد (2). گو آن که متاسفانه آثار تاريخي و طبيعي اين شهر و مناطق اطراف کوه دماوند – به ويژه در دو دههي اخير- سخت مورد تجاوز و تخريب و سودجوييهاي غيرقانوني قرار گرفته، اما هنوز ميتوان در جاي جاي اين ناحيه، مسجدها، بقعهها، برجها، قلعهها، حمامها، کاروانسراها، پلها، و حتي راههايي را ديد که ارزش کم مانندي دارند. در مورد راههاي تاريخي، يک مورد جالب توجه قابل ذکر است: در سمت غرب روخانهي لار، نزديک آبشار باشکوه و بهشتي «اسپي او» (به معناي آب سفيد) يک منزلگاه (کاروانسراي کوچک) سنگي وجود دارد که تا حد زيادي سالم مانده است و با کمي تعمير و استحکامسازي ميتواند احيا شود. با حرکت از اين نقطه به سوي گردنهي کبود و قلهي چپکرو، در بسياري نقاط آثار مشخص جادهاي قديمي به وضوح به چشم ميخورد. ترکيب همساز آثار تاريخي و زيباييهاي طبيعي، پيادهروي در اين منطقه را به تجربهاي به يادماندني بدل ميسازد. در نقاط معدودي از جهان ميتوان آثار تاريخي صدساله و حيات وحش را در کنار هم ديد. با جلوگيري از تجاوز به ميراثهاي طبيعي و فرهنگي، و با ترميم آنها ميتوان محدودهي دماوند را به يک جاذبه جهاني بدل ساخت که براي کشور اعتبار فراهم آورد، و پشتوانهي اقتصاد ما هم باشد. ارزشهاي اين محدوده به اندازهاي است که شايد بتوان آن را به کمک يونسکو در فهرست «ميراث جهاني» ثبت کرد. در اين راه، گرچه دولت بايد با اجراي قانون و بستن راه تخطي از آن، و اختصاص بودجه کمک کند، اما لازم است عموم مردم، و سازمانهاي مردمي (غيردولتي) هم با اصلاح نگاه خود، و جايگزين ساختن آيندهنگري به جاي سودجوييهاي کوتاه مدت، رفتاري شايستهي توجه جهاني در پيش گيرند. در سال 1381 (به مناسبت سال جهاني کوهها 2002) در بيست و يکمين جلسه شوراي عالي محيط زيست، قلهي دماوند (و قلههاي سبلان، علم کوه، تفتان) به عنوان «اثر طبيعي ملي» ثبت شد. محدودهي تعيين شده براي دماوند از حدود 4500 متر به بالا است که منطقهي کوچکي را دربرميگيرد؛ درواقع از نظر حيات وحش، از اين ارتفاع به بالا تقريباٌ چيزي وجود ندارد. بهتر است اين محدوده گسترش يابد و منطقهي دماوند به عنوان «پارک ملي» به ثبت رسد.
پيشنهاد: 1- راه خاکي و بيفايدهي رينه به گوسفند سراي جنوبي، و راه چال چال – گردنهي غربي به طور کلي به روي خودروها بسته شود و در مورد ترميم رانشهايي که به دليل ساختن اين راهها پديده آمده، فکري شود. براي گردشگري ممکن است از اسب و درشکه استفاده شود که خود موجب ايجاد کار و درآمد در منطقه خواهد بود و با محيط زيست سازگاري بيشتري دارد. کار دام داراني هم که با استفاده از اين راهها، دامهاي خود را به دامنههاي بلند منطقه ميرسانند براي مراتع پر زيان است. هزينهي نگهداري جادههاي ياد شده، زيانهاي فرسايش خاک و ديگر آسيبهاي ناشي از آنها به طبيعت، قطعاً از سودي که حاصل پرورش دام به روش چند هزار سال پيش است، بيشتر است. در صورتي که حفظ و تقويت جاذبههاي طبيعي دماوند، ميتواند در روند «توسعهي پايدار» به کسب درآمد پيوسته براي اهالي (و از جمله دامداران منطقه) کمک کند. 2- براي آن که رفت و آمد زياد کوهنوردان موجب فرسايش شديد نشود، ميتوان دست کم در مسير پرتردد جنوبي، راه پاکوب کنوني را با سنگچين کردن کنارهها، به مسيري ثابت و کاملاً مشخص بدل کرد، و از همهي کوهنوردان خواست تا فقط در امتداد مسير حرکت کنند. فدراسيون کوهنوردي ميتواند با ياري گرفتن از کوهنوردان و صرف بخشي از هزينهي ساخت يک پناهگاه، چنين کاري را به انجام رساند. 3- از هرگونه ساخت و ساز جديد در محدودهي ارتفاعي 2000 متر به بالا جلوگيري شود. به تازگي خبر رسيده که سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با مشارکت ژاپنيها، قصد ساخت خط بالابر (تله کابين) و هتل در دماوند را دارد (3). ايجاد خط بالابر، قطعاً با راهسازي گسترده و تخريبِ باز هم بيشتر دامنهها به انجام خواهد رسيد، و پس از ساخت موجب وارد شدن جمعيت فراتر از ظرفيت منطقه و توليد زباله و فاضلاب بيش از حد خواهد شد. «نماد طبيعت ايران» نبايد بيش از اين چهرهي طبيعي خود را از دست بدهد؛ سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ميتوان به جاي کشاندن دامنهي ساخت و ساز به عرصههاي طبيعي باقيمانده و بلنديهاي دماوند، بر حفظ و احياي بافت تاريخي روستاهاي منطقه و معرفي جاذبههاي طبيعي آن همت گمارد. کمک به ساخت هتل و مهمان سراهاي استاندارد در محدودهي روستاها (و نه با استفاده از زمينهايي که منابع طبيعي هستند)، ساماندهي آب گرمهاي منطقه و کمک به اهالي براي بهداشتي و تشکيل تر کردن حمامها و تاسيس مرکزهاي آب درماني، مرمت و احياي حمامهاي تاريخي (مانند حمام «شاه عباسي» روستاي آبگرم)، و کمک در پاکسازي گذرگاه هاي روستاها که آکنده از زباله است، از ديگر کارهايي است که سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ميتواند انجام دهد و تاثيري به مراتب بيشتر و بهتر در جلب گردشگران و افزايش درآمد اهالي منطقه خواهد داشت. 4- يک روز از سال براي معرفي ارزشهاي کوه دماوند و منطقههاي دور و بر آن، به عنوان روز ملي دماوند نامگذاري شود. پيشنهاد ما روز سيزدهم تيرماه است که مصادف با جشن تيرگان و مطابق اسطورههاي کهن ايراني، روز پرتاب تير آرش، پهلوان ايراني، براي تعيين مرزهاي ايران زمين است. همان گونه که ناصر پازوکي در کتاب آثار تاريخي دماوند گفته، «قلهي دماوند ميتواند نماد مليت و وفاق ايرانيان باشد.»
پينوشت 1- براي آگاهي بيشتر در مورد جايگاه دماوند در اسطورهها و ادبيات فارسي و سفرنامهها و متنهاي تاريخي، نگاه کنيد به: نصرتي، مسعود. دماوند خاستگاه اساطيري ايران زمين، ادارهي فرهنگ و ارشاد اسلامي دماوند، 1381. و نيز نگاه کنيد به مقالههاي محمدي فر، داود. در گاهنامههاي شمارهي 5 و 9 انجمن کوهنوردان ايران. 2- نگاه کنيد به: پازوکي طرودي، ناصر. آثار تاريخي دماوند، ادارهي کل ميراث فرهنگي استان تهران، 1381. 3- نقل از: tourism.chn.ir
|